هرگز نخواستم حرمت دیوار را بشکنم تا آنسوی آنرا ببینم
ولی دیوار حرمت مرا شکست و مرا دید
دید که کیستم و شناخت مرا
ولی دردش را به خدا نگفت
اگر می گفت...
هنوز هم خودم را نمی شناسم و باید زنده باشم تا نخواهم حرمت دیوار را بشکنم و
آنسوی آنرا ...
کاش میشکست و خودم را در خودم گم نمی کردم
من هنوز خودم نیستم
به کمکت احتیاج دارم
